جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی
شمس تبریز دید کاوحد دین
کرده نظاره بتان آیین
در دمشق از هوای غمزه زنان
گرد هنگامه هاست طوف کنان
سر بدو برده آشکار و نهفت
گفت ای شیخ در چه کاری گفت
چشمه آفتاب می بینم
لیک در طشت آب می بینم
گفت هیهات این چه بی بصریست
راست بین باش این چه کج نظریست
بر قفا گر نه دمل است تو را
کار بهر چه مهمل است تو را
سر ز پستی به سوی بالا کن
سوی خورشید چشم خود وا کن
ذات خورشید بر فلک طالع
تو به عکسی چرا شدی قانع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره شمس تبریزی و مشاهدات اوست. او از عشق و زیباییهای اطرافش سخن میگوید و بهویژه به مسألهی دید و بینش اشاره میکند. شمس در گفتگویی با یک شیخ به انتقاد از کجفهمی و عدم بینایی او میپردازد. او به جای توجه به واقعیتهای درخشان و روشن، او را متوجه خود و زمینه اطرافش میکند و ناامیدی در دیدگاههای محدود را نادرست میداند. در نهایت او تأکید میکند که نباید به تصاویر ناقص و سطحی اکتفا کرد و باید به ذات حقیقت و زیباییهای عمیقتری نگریست.
هوش مصنوعی: شمس تبریز مشاهده کرد که یک نفر به ستایش مجسمهها و زیباییهای ظاهری میپردازد و دین را به شکلی محدود و سطحی درک کرده است.
هوش مصنوعی: در دمشق، به خاطر زیبایی و دلربایی زنان، هر سو جنب و جوش و شوری به پا شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از شیخ میپرسد که در چه چیزی مشغول است و او به طور صریح و روشن در مورد کارش توضیح میدهد. اما در عین حال، ممکن است اشارههایی به جزئیات ناگفته یا پنهان نیز وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: من نور آفتاب را میبینم، اما آن را در آب منعکس شده در طشت مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: گفت: چه عجب! این چه بیخودبینی است؟ باید درست ببینی و نه اینکه کجفهمی کنی.
هوش مصنوعی: اگر بر پشت تو دملی وجود ندارد، پس چرا به کار بیهوده خود ادامه میدهی؟
هوش مصنوعی: سر خود را از پستی بلند کن و به سوی بالا نگاه کن، چشمانت را به سمت خورشید باز کن.
هوش مصنوعی: چرا بر روی آسمان، شکل و تصویری از تو به وجود آمده است که از خود خورشید کمتر و راضیتر است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.