گنجور

 
جامی

وان دگر گرچه عاشق صور است

لیک معشوقش از صور دگر است

حسن معنیست دیده در صورت

چشم ازان دوخته ست بر صورت

هست در دیده حسن معنی خام

نیست بی صورتش ز معنی کام

سوی صورت نظر نکرده نخست

نیست در دید حسن معنی جست

نیست بیرون ز شیشه رنگین

نور بی رنگ دیدنش آیین

می کند سوی دید نور آهنگ

لیک در شیشه های رنگارنگ

شیشه گر بشکند معاذالله

هست در دید نور حرف اله

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]