جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۱۷ - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلک
وان دگر گرچه عاشق صور است
لیک معشوقش از صور دگر است
حسن معنیست دیده در صورت
چشم ازان دوخته ست بر صورت
هست در دیده حسن معنی خام
نیست بی صورتش ز معنی کام
سوی صورت نظر نکرده نخست
نیست در دید حسن معنی جست
نیست بیرون ز شیشه رنگین
نور بی رنگ دیدنش آیین
می کند سوی دید نور آهنگ
لیک در شیشه های رنگارنگ
شیشه گر بشکند معاذالله
هست در دید نور حرف اله
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به رابطه بین ظاهر و باطن اشاره دارد. شاعر میگوید که گرچه عشق به صورت و ظاهر وجود دارد، اما معشوق از نوعی دیگر است. زیبایی اصلی در معنی و باطن نهفته است و معمولاً دیده نمیشود. در واقع، اگر کسی فقط به ظاهر توجه کند، نمیتواند به عمق معانی دست پیدا کند. شاعر به ما یادآوری میکند که در دنیای رنگارنگ و ظاهری، اگر شیشهها شکسته شوند، حقیقت و نور الهی نمایان میشود. به عبارت دیگر، برای درک زیبایی واقعی، باید به باطن و معنی توجه کنیم.
هوش مصنوعی: عاشق زیباییها ست، اما معشوق او از زیباییهای دیگری برخوردار است.
هوش مصنوعی: زیبایی در حقیقت و معناست، ولی چشمان ما فقط به زیبایی ظاهری توجه دارند و متمرکز بر آن هستند.
هوش مصنوعی: در چشم دلنشین، معنای زیبایی وجود دارد و این زیبایی تنها به ظاهر وابسته نیست؛ بدون شکل و ظاهری، همچنان معنا و مفهوم خود را دارد.
هوش مصنوعی: کسی که فقط به چهره نگاه کند، نمیتواند زیبایی واقعی را درک کند، بلکه باید به عمق و معنا توجه کند.
هوش مصنوعی: نور بیرنگ قابل مشاهده در شیشهای رنگی وجود ندارد و برای دیدن آن باید به روش خاصی نگاه کرد.
هوش مصنوعی: نور آهنگ به سمت ما میآید، اما وقتی در شیشههای رنگی دیده میشود، رنگ و شکل آن تغییر میکند.
هوش مصنوعی: اگر شیشهگر بخواهد شیشهای را بشکند، از خدا به دور است که در این کار، روشنایی و کلام خدا دیده نشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.