جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۱۶ - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اند
آن یکی از حجاب پیچاپیچ
غیر صورت دگر نبیند هیچ
ببرد حسن صورت از راهش
نشود دل ز معنی آگاهش
اهل عالم همه درین کارند
به حجاب صور گرفتارند
لیک باشد ز اختلاف صور
روی هر یک به قبله گاه دگر
پیش ایشان ز فرط جهل و عمی
نیست ممتاز صورت از معنی
نشناسند قشر را ز لباب
قشر خواریست دأبشان چو دواب
چشمشان از صور چو ماند دور
دل و جانشان شود ز غم رنجور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حجابهای مختلفی است که انسانها را از درک معنی عمیق و واقعی خارج میکند. شاعر میگوید که مردم تنها به ظاهر و صورتها توجه دارند و در نتیجه از حقیقت غافل هستند. آنها با دیدن اشکال مختلف، به جای درک معانی عمیق، در حجاب ظاهری گرفتارند. این جهل سبب میشود که نتوانند تفاوت بین ظاهر و باطن را تشخیص دهند و از آنجا که به عمق معانی دست نمییابند، دل و جانشان رنجور و ناکام میماند.
هوش مصنوعی: یکی از حجابهای پیچیده، مانع میشود که او هیچ چیز غیر از این صورت را نبیند.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی چهره کسی دل را به خود جلب کند، اما مفهوم و عمق شخصیت او را نمیتوانیم درک کنیم، دل از حقیقت وجود او بیخبر خواهد ماند.
هوش مصنوعی: تمام انسانها در این دنیا به نوعی درگیر ظواهر و شکلهای بیرونی هستند و به همین دلیل از حقیقت و باطن امور غافلاند.
هوش مصنوعی: هر یک از افراد با تفاوتهایی که در ظاهر دارند، ممکن است به سمت و سویی متفاوت از دیگری روی بیاورند.
هوش مصنوعی: در برابر آنها، به خاطر شدت نادانی و ناآگاهی، ظاهر از باطن جدا نیست و تنها به صورت و شکل چیزها توجه نمیشود.
هوش مصنوعی: افرادی که سطحی و ظاهری مینگرند، از درون واقعی یک چیز آگاه نیستند و به همین دلیل درک درستی از آن ندارند. رفتارشان مانند حیوانات است که تنها به ظواهر توجه میکنند.
هوش مصنوعی: چشمهایشان از زیبایی و صورت دلانگیز، دور است و به همین دلیل دل و جانشان از غم و اندوه رنج میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.