گنجور

 
جامی
 

آن یکی از حجاب پیچاپیچ

غیر صورت دگر نبیند هیچ

ببرد حسن صورت از راهش

نشود دل ز معنی آگاهش

اهل عالم همه درین کارند

به حجاب صور گرفتارند

لیک باشد ز اختلاف صور

روی هر یک به قبله گاه دگر

پیش ایشان ز فرط جهل و عمی

نیست ممتاز صورت از معنی

نشناسند قشر را ز لباب

قشر خواریست دأبشان چو دواب

چشمشان از صور چو ماند دور

دل و جانشان شود ز غم رنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.