گنجور

بخش ۲ - فی وجوده سبحانه و تعالی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

هر که را عقل خرده بین باشد

پیش وی این سخن یقین باشد

کاسمان و زمین و هر چه در او

باشد از جسم و جان چه کهنه چه نو

نیست آن را ز صانعی چاره

که بود فیض بخش همواره

خانه بی صنع خانه ساز که دید

نقش بی دست خامه زن که شنید

هر چه آورده سوی هستی پی

یافته هستی و بقا از وی

نه عرض ذات او و نی جوهر

هر چه بندی خیال ازان برتر

همه محتاج او نشیب و فراز

و او مبرا ز احتیاج و نیاز

اول او بود و کاینات نبود

یافت زو جمله کاینات وجود

آخر او ماند و نماند کس

کنه او را جز او نداند کس

از همه در صفات و ذات جدا

لیس شی ء کمثله ابدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام