گنجور

 
جامی
 

مرد مخلص نگشته از خود پاک

باشد اخلاص او همه اشراک

نفسش از چرک شرک ناشده صاف

دارد اخلاص را به خویش مضاف

نیست پیش محقق آگاه

مخلصان را جز این خطر در راه

چون رهاند حقش ز نفس دغل

کسر لامش شود به فتح بدل

بود مخلص کنون شود مخلص

دهدش مخلصی ز خود مخلص

بلکه چون خود ز نفس ناکس رست

کسر او فتح و فتح او کسر است

گر به اخلاص خود شود حاضر

بیند اخلاص حق ز خود ظاهر

مخلص آید ولی به حق نه به خود

به حق آموزد این سبق نه به خود

مخلص مخلصی که در قرآن

انبیا راست نازل اندر شان

در عبارت بود دو صیغه ولی

در حقیقت بود به یک معنی