گنجور

بخش ۶۵ - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویش

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

دیگری زان فریق گویم کیست

آنکه در هر عمل به وسوسه زیست

نیست در راه دین وظیفه او

غیر وسواس در نماز و وضو

رو سوی کوزه و سبو نکند

جز در آب روان وضو نکند

خود چه آب روان که دریایی

دور قعری فراخ پهنایی

نقد دین در مدینه و مکه

یافت از دست ناقدان سکه

اینچنین جویها نبود آنجا

که بود فرض و عمقشان دریا

پس وضوی رسول و صحب کرام

چون وضوهای ما نبود تمام

شستن روی و دست و پا یک بار

فرض شد در شریعت مختار

بهر تکمیل آن دو بار دگر

گشت سنت ز فعل پیغمبر

غسل چارم کدام و پنجم چیست

غیر وسواس دیو مردم چیست

گر کسی گویدش مکن اسراف

نیست اسراف سیرت اشراف

عذر گوید که بر لب جویم

نیست اسراف هر چه می شویم

گر چه نبود سرف در آب روان

هست در نقد عمر ای نادان

حیف باشد ازین متاع شگرف

که به وسواس دیو گردد صرف

تن به لوث نجاست آلوده

به ز وسواس های بیهوده

دیو طبع است هر که وسوسه جست

فرخ آن کس که دل ز وسوسه شست

روی و ریش این همه چه می شویی

در نجاست گرفته ای گویی

غسل آن چون به محض شرع نبی ست

زان تجاوز کمال بی ادبیست

حق ازان صورت شریعت بست

که شود عادت طبیعت پست

شرع را چون به طبع بندی کار

از سر کوی شرع بندی بار

گر نه محکوم رأی خویشتنی

چند گرد هوای خویش تنی

طبع را پیشوای شرع کنی

شرع را کوست اصل فرع کنی

دل پسندی اسیر صد وسواس

داری از هم و لوث تن را پاس

دیده از خاک و خس بینباری

گرد بر پشت پای نگذاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام