گنجور

بخش ۱۹ - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آن

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

حرفها را به وقت نطق و بیان

شفه آمد منصه اعلان

گر تأمل کنی درین کلمه

بنگری حال حرفهاش همه

بی گمان دانمت به آن گروی

که یکی نیست زان میان شفوی

مخرج حرفهاش جز شفه است

نسبت آن سوی شفه سفه است

وین اشارت بدان بود که مدام

بایدش در حریم ستر مقام

این سبق پیشه کن چه روز و چه شب

بی فغان زبان و جنبش لب

پیش روشندلان بحر صفا

ذکر حق گوهر است و دل دریا

پرورش ده به قعر آن گهری

که نیاید به لب ازان اثری

تا خدا سازدش به نصرت و عون

گوهری قیمتش فزون ز دو کون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام