گنجور

بخش ۱۴۷ - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

لیک چون نفحه ای ز حق گذرد

گر چه غم کوهها بود برد

ان لله منزل البرکات

فی احایین دهرکم نفحات

متعرض شوید آنها را

قابل آن کنید جانها را

ای بسا نفحه آمد و تو به خواب

بر مشامت زد و تو مست خراب

می دهد بوی گل و نسیم سحر

لیک ازان مرد خفته را چه خبر

نفحه آمد ز حق نپذرفتی

نفحه آمد دماغ بگرفتی

نفحه آمد نصیب بیداران

نفحه آمد طبیب بیماران

آن که بیدار نی نیافت نصیب

وان که بیمار نی نخواست طبیب

ای خدا نفحه ای کرامت دار

که شوم از شمیم آن بیدار

باز بفرست نفحه ای دیگر

که به بیداریم بود در خور

بعد ازان نفحه ای که من بی من

برورم بوکشان سوی گلشن

گلشنی کان بود اوان العرض

جنت عرضها السما و الأرض

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام