گنجور

بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کرد

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

کل من کان یوثر العزله

حصل العزلت بلا مهله

چون بود عزلتت ز صحبت به

پا ز صحبت به کنج عزلت نه

عزلت آمد کلید گنج شهود

عزلت آمد علاج رنج وجود

اندر او عز و لت که متصل است

آن لت نفس عز جان و دل است

عینش از علم و «ز» ز زهد شناس

یعنی او راست علم و زهد اساس

نیست بی «عین » علم جز زلت

نست بی «زای » زهد جز علت

یافتن عز زین دو حرف عزلت تو

نیست بی این دو حرف جز لت تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام