گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

سر ما نیستت فسانه مگوی

سیر گشتی برو بهانه مجوی

تو دگر یار تیز بازاری

واب تو میرود بدیگر جوی

تو گل و لاله وزین معنی

هم دو روی آمدی و هم خود روی

نه مسلمانی؟ آخر ای کافر

چه دلست این؟ دلی ز آهن و روی

گفتی از تو چه برده ام آخر

دل من باز ده محال مگوی

خود چه بگذاشتی بمن جز غم

بردی از من هر آنچه بردی بوی

نیم جانی بماند با من و بس

واند گر آب خواه و دست بشوی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

آه ازین کودکان مشکین موی

آه ازین دلبران زیباروی

رخ ایشان چو لاله بر سر کوه

قد ایشان چو سرو بر لب جوی

عالم از رنگ و بویشان چو نگار

[...]

سنایی

ای سنایی به گرد شرک مپوی

آنچه گوید مگوی عقل مگوی

خنصر وسطی این دو انگشت است

هر دو از بهر نفس در تک و پوی

از زمانه اگر امان جویی

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۹۴ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
نصرالله منشی

همچو احرار سوی دولت پوی

همچو بدبخت زاد و بود مجوی

نظامی عروضی

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رویاروی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه