سلام من که رساند بدان خجسته دیار
که هست مجمع احباب و محضر احرار
ببقعه که درو دوستان من جمعند
چه دوست؟ جانم واز جان عزیز تر صد بار
هزار بوسه بر آن خاک برنهد وانگه
سلام من برساند چگونه؟ عاشق وار
بلطف گوید کاین لعبتان دیده من
زگرم و سرد نگهدارهان و هان زنهار
همه چو لاله و گل نو شکفته اند و لطیف
نگاه دار گل ولاله را ززحمت خار
عزیز باشد نو باوه هر کجا که رسد
شکوفه دل ما را چنان گرامی دار
قضا بدان قدر آب آتش انگیزد
اگر نشیند بر دامنی زباد غبار
غلام و چاکر آب و هوای آن خاکم
اگر بسازد با دوستانم این یکبار
بغیر غنچه بدو مبادکس دلتنگ
بغیر نرگس در وی مباد کس بیمار
زمن ببرد عزیزان و دوستانم چرخ
بمن جز این نتواند زمانه غدار
همی بنالم از شوق دوستان قدیم
چنانکه زیرگه اززخم زخمه نالدزار
بدم چو بلبل آنگه که پیش دیده من
بدند همچو گل نوشکفته در گلزار
کنون زدوری ایشان دو جوی میرانم
زآب دیده و دم بسته ام چو بوتیمار
زبس سرشک چو شنگرف و آه سرددلم
گرفته آینه طبع من کنون زنگار
تو زندگانی بی دوستان مدان ازعمر
که مرگ به زچنین زندگی بود صد بار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دوستان مسافر خود سلام میرساند و از زیباییهای دیاری که آنان در آنجا هستند، از جمله جمع دوستان و احرار سخن میگوید. او با احساس عشق و وابستگی به دوستان خود، آنها را به گونهای میستاید که بر خاک آن دیار هزار بوسه میزند. شاعر از زیبایی گلها و لالهها در آنجا صحبت میکند و از طرفی نگران آسیبهایی است که ممکن است به آن زیباییها برسد. او همچنین از دلتنگی و فراق دوستان قدیم خود مینالد و میگوید که زندگی بدون آنها برایش بیمعناست و مرگ را بر چنین زندگی ترجیح میدهد. در نهایت، شاعر احساس عمیق خود را نسبت به دوستی و وابستگی به آنها به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: سلام من به آن سرزمین خوشبختی که محل تجمع دوستان و جمع بودن آزادگان است.
هوش مصنوعی: در جایی که دوستانم گرد هم آمدهاند، دیگر چه دوستی باید باشد؟ جان من و وجودم برایم عزیزتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: هزاران بوسه بر آن خاک میزنم و سپس سلامم را چگونه باید برسانم؟ مثل یک عاشق.
هوش مصنوعی: با مهربانی میگوید که این بازیها و تماشاهای من، هم از شادی و هم از غم، مرا نگهداری کن و مواظب باش که فریب نخورم.
هوش مصنوعی: همه به زیبایی و لطافت مانند گل و لاله شکفتهاند، اما باید مراقب بود تا نگذاریم خاری به آنها آسیب بزند.
هوش مصنوعی: دوست گرامی، هر جا که گل شادابی سر برآورد، آن را چون دل ما عزیز و محترم بشمار.
هوش مصنوعی: اگر قضا (سرنوشت) بر دامن باد نشسته باشد، حتی مقداری از آن میتواند آتش را روشن کند و شعلهور سازد.
هوش مصنوعی: من برده و خدمتکار آن آب و هوای سرزمینم هستم، اگر این یک بار با دوستانم کنار بیایم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی دلمشغولی و غم دل داشته باشد، نباید انتظار داشته باشد که دیگری از آن غم رنج ببرد. به نوعی، نباید هیچ چیز زیبا و خوشایند را از دست داد و نباید به جز زیباییهای خاصی توجه کرد. در اینجا، غنچه و نرگس نمادهایی از زیبایی و شادابی هستند که در دل افراد نیاز به تجربهای خوشایند وجود دارد.
هوش مصنوعی: دوستان و عزیزانم از من رفتهاند و زمانهی بیرحم نمیتواند کاری جز این با من بکند.
هوش مصنوعی: من به شدت از فراق دوستان قدیمیام شکایت میکنم، همانطور که درختان زخمی از درد و رنج خود ناله میکنند.
هوش مصنوعی: وقتی که بدم به جان بلبل میرسد، به مانند گلی تازه شکفته در باغی خوشبو جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: اکنون از دوری آنها، دو نهر از اشک میریزم و چون مار زنگی، با دهانی بسته در حال تشنگی هستم.
هوش مصنوعی: چشمهایم به قدری از اشک پر شده که مانند شنگرف (نوعی رنگ سرخ) شدهاند، و دلم به خاطر اندوهی که دارم به شدت ناراحت است. حالا آینهی خلقت من پوشیده از زنگار است.
هوش مصنوعی: زندگی بدون دوستان را زندگی ندان، زیرا مرگ به چنین زندگیای، هزار بار بهتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار
به زلفْ کژ ولیکن به قد و قامت راست
به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار
مدیح تا به بر من رسید عریان بود
ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار
چنین نماید شمشیر خسروان آثار
چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار
به تیغ شاه نگر، نامهٔ گذشته مخوان
که راستگویتر از نامه تیغ او بسیار
چو مرد بر هنر خویش ایمنی دارد
[...]
قوی کننده دین محمد مختار
یمین دولت محمود قاهر کفار
چو بازگشت به پیروزی از در قنوج
مظفر وظفر و فتح بر یمین و یسار
هنوز رایتش از گرد راه چون نسرین
[...]
فغان ز دست ستمهای گنبد دوار
فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار
چه اعتبار بر این اختران نامعلوم
چه اعتماد بر این روزگار ناهموار
جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.