برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
بی روی تو بلبل چمن خاموش است
زنبور صفت چرا زنی نیش مرا
گفتا چه شود که نیش من با نوش است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
بی روی تو بلبل چمن خاموش است
زنبور صفت چرا زنی نیش مرا
گفتا چه شود که نیش من با نوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از معشوق میخواهد که برخیزد و به باغ بیاید، زیرا گلها در حال شکفتن هستند و بدون او بلبل نیز خاموش است. او با اشاره به نیش زنبور، به معشوق یادآوری میکند که زیبایی و تلخی عشق در کنار هم وجود دارند و نباید از درد و رنج عشق هراسی داشته باشد. این عشق است که شیرینی و تلخی را به هم پیوند میدهد.
هوش مصنوعی: بلند شو و به باغ بیا، زیرا گلها در حال شکفتن هستند. در غیاب تو، بلبل در چمن سکوت کرده است.
هوش مصنوعی: چرا مانند زنبور به من آزار میزنی؟ گفت: چه تفاوتی میکند؟ چراکه نیش من هم میتواند به مانند نوش باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن زلف که او به بوی مرزَنگوش است
گه بر جَبَه است و گه به زیر گوش است
زین باز عجبتر آن لب خاموش است
زو شهر و جهان به بانگِ نوشانوش است
در عالم عشق عقیل کُل مدهوش است
جان بر در او چو غاشیه بر دوش است
از سرّ سماع آن کسی باخبر است
کاو را به جز از دو گوش صورت گوش است
امروز به بستان چو گل اندر جوش است
صحرا و در و دشت زمرّدپوش است
زنهار می لعل به دست آر سبک
برخیز و بیا که وقت نوشانوش است
در خانه تو مزاج مرزنگوش است
وز خط تو افتاب کحلی پوش است
گویی که دواتت ظلماتست کزو
خضر قلم ترا دهان پر نوش است
میآئی و ناز با تو دوشادوش است
چشمت همه گفتار و لبت خاموش است
حیران برو دوش نیست درعرصهٔ شوق
چندانکه نظر کار کند آغوش است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.