در عالم عشق عقیل کُل مدهوش است
جان بر در او چو غاشیه بر دوش است
از سرّ سماع آن کسی باخبر است
کاو را به جز از دو گوش صورت گوش است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در عالم عشق عقیل کُل مدهوش است
جان بر در او چو غاشیه بر دوش است
از سرّ سماع آن کسی باخبر است
کاو را به جز از دو گوش صورت گوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف حالت مدهوشی و شیدایی در عشق میپردازد. او بیان میکند که جان عاشق در آستانهی معشوق قرار دارد و در این حالت، تنها دو گوش برای شنیدن موسیقی عشق باقی مانده است. آوازها و نغمهها در این عشق، او را به وجد آورده و تنها تجربهی عمیق عشق میتواند این حال را درک کند.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، همه غرق در سرور و شگفتی هستند و جان انسان همچون عبا یا چادر بر دوش فرود میآید و در برابر او ایستاده است.
هوش مصنوعی: فقط کسی به راز گوش دادن پی میبرد که برای او، تنها دو گوش وجود دارد و همه چیز از طریق آنها درک میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن زلف که او به بوی مرزَنگوش است
گه بر جَبَه است و گه به زیر گوش است
زین باز عجبتر آن لب خاموش است
زو شهر و جهان به بانگِ نوشانوش است
برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
بی روی تو بلبل چمن خاموش است
زنبور صفت چرا زنی نیش مرا
گفتا چه شود که نیش من با نوش است
در خانه تو مزاج مرزنگوش است
وز خط تو افتاب کحلی پوش است
گویی که دواتت ظلماتست کزو
خضر قلم ترا دهان پر نوش است
میآئی و ناز با تو دوشادوش است
چشمت همه گفتار و لبت خاموش است
حیران برو دوش نیست درعرصهٔ شوق
چندانکه نظر کار کند آغوش است
آن را که نه آتش خرد خاموش است
هر شام و سحر دیگ سخا در جوش است
هر عیب که باشدت سخا می پوشد
گردید چو کاسه سرنگون، سرپوش است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.