گنجور

 
جهان ملک خاتون

صبا با گل بگو از من دگر باز

به بستان آمدی با برگ و با ساز

ربودی دل به دستان از بر ما

درآمد بلبل خوش گو به آواز

به عشق روی گل سرو از چمنها

خرامیدند باری از سر ناز

که تا گل سرو بیند سرو در گل

کند نرگس ثنای خویش آغاز

گل خوش بو به سرو ناز می گفت

چه باشد کز درم آیی شبی باز

جوابش داد سرو بوستانی

که گفتم با صبا بسیار ازین راز

که تا آورد بویت سوی بستان

شدم از بوی جان بخشت سرافراز

ز عشق رنگ و بویت در چمنها

درآمد بلبل جانم به پرواز

گل و سرو چمن را نیست رونق

درین بستان جهان با خار می ساز

 
sunny dark_mode