خوش نسیمی می وزد در صبح از بوی بهار
ساقیا برخیز و زود آن باده ی گلگون بیار
تا خمار روز هجران را به آب سرخ می
بشکنم در انتظار آن نگار غمگسار
نرگس شهلای بستان را کنم جان پیشکش
دل دهم بر باد غم بر یاد چشم پرخمار
در میان خون دل مستغرقم از درد آن
کان قد چون نارون را کی درآرم در کنار
هیچ می دانی نگارا در سرابستان هجر
دیده ی مهجور من تا گشت بازت باز یار
سرو سرکش گفت من سلطان بستانم ولی
در جهان از سرو بالاتر بود دست چنار
زآب دیده پروریدستم نهال قامتت
گوش می دارش ز باد ناامیدی زینهار
در شب وصلت قمر گر برنیاید گو میا
کافتاب از عکس روی یار من شد شرمسار
هر چه از باد بهاری گلبن جان گرد کرد
بر قد و بالای آن دلدار می خواهم نثار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویر بهاری و طبیعی، احساسات عاشقانه و longing خود را برای معشوق بیان میکند. او از ساقی میخواهد که بادهای بیاورد تا درد و حسرت دوری از محبوب را فراموش کند. شاعر به زیبایی نگاه معشوق و نرگسهای باغ اشاره میکند و از غم دوری رنج میبرد. او در نهایت از عواطف عمیق خود میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی معشوق برایش اهمیت زیادی دارد و حاضر است جانش را به پای او بدهد. همچنین، او بر تأثیر وجود معشوق بر زندگیاش اشاره میکند و نگرانی از ناامیدی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: در صبحگاه نسیم خوشی میوزد و رایحه بهار در فضاست. ای ساقی، بیدار شو و هر چه زودتر آن شراب خوش رنگ را بیاور.
هوش مصنوعی: در روزهای غم و دوری، به دنبال راهی هستم تا این حال غمگین را با نوشیدن آبی رنگین شکسته و فراموش کنم و همچنان منتظر آمدن آن معشوقی هستم که تسکیندهنده دل من است.
هوش مصنوعی: من جانم را به نرگسی که در باغ است تقدیم میکنم و دل خود را به خاطر یاد آن چشمان خوابآلود و پر از غم به باد میسپارم.
هوش مصنوعی: من در دریای غم و اندوه غوطهورم و از درد آن معشوق که مانند درخت نارون زیباست، میپرسم که چطور میتوانم او را در آغوش بگیرم.
هوش مصنوعی: آیا میدانی، ای زیبا، در دنیای فریبنده جدایی و دوری، چشمان من که آرزوی دیدارت را دارند، چه قدر به تو نیازمندند تا دوباره به آغوشم برگردی؟
هوش مصنوعی: سرو مغرور گفت که من پادشاه باغ هستم، اما در دنیا درخت چنار به خاطر قامت بلندش از من سرتر است.
هوش مصنوعی: از اشکهایم نهالی به قامت تو رشد کرده است، پس حواست را جمع کن و از وزش باد ناامیدی دوری کن.
هوش مصنوعی: در شب عروسی، اگر ماه نتواند نورافشانی کند، نگران نباش؛ چرا که خورشید هم در برابر زیبایی چهره محبوب من شرمنده است.
هوش مصنوعی: هر چه زیبایی و لطافت از نسیم بهاری به گلها و جانها میآید، همگی را برای محبت و جمال محبوبم فدا میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.