تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
نکنم ترک غمت تا دل و جانم باشد
تا شدی دور مرا از نظر ای نور دو چشم
دایماً خون دل از دیده روانم باشد
طوبی و نارون از پای درآیند ز رشک
در لب جوی که آن سرو روانم باشد
گفته بودی که شبی داد ز وصلت بدهم
گر دهی نیز کجا طالع آنم باشد
هر نوازش که کنی بنده دلسوخته را
بجز از دولت وصلت نه چنانم باشد
مار شیدای فراقت به دلم نیشی زد
غیر تریاک وصال تو زیانم باشد
گر شبی بنده نوازی ز سر لطف یقین
چه سعادت به از این در دو جهانم باشد
با همه جور که از دست تو می یابد دل
ذکر اوصاف رخت ورد زبانم باشد
تا مراد من دلخسته ز وصلت ندهی
همه شب بر سر کوی تو فغانم باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت به دلتنگی و عشق خود به معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که تا زمانی که توانایی و نیرویی در او هست، از عشق و محبت به معشوق دست نخواهد کشید. دوری معشوق از او سبب رنج و گریهاش شده و دلش همواره در غم او میسوزد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق صحبت میکند و اینکه هر نوازش و محبت از سوی معشوق برای او ارزشمند و سعادتآمیز است. او همچنین به آرزو و longing خود برای وصال معشوق میپردازد و بیان میکند که هیچ چیز جز وصال معشوق برایش ارزش ندارد. شاعر در نهایت با وجود تمام سختیها و ظلمهایی که از طرف معشوق میبیند، همچنان در یاد و وصف اوست و در انتظار وصال او به سر میبرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بتوانم تحمل جدایی را داشته باشم، غم تو را ترک نمیکنم و تا وقتی که جان و دلم alive باشد، نمیگذارم از یاد تو بروم.
هوش مصنوعی: زمانی که از من دور شدی و دیگر نمیتوانم تو را ببینم، همواره اشک از چشمانم میریزد و قلبم خونین است.
هوش مصنوعی: درختان پرشکوفه و سبز از حسادت در کنار جوی آب از پا درمیآیند، چرا که آن سرو قدبلند من است که در کنار این جوی در حال روان بودن است.
هوش مصنوعی: گفته بودی که اگر شبی به من محبت کنی و به وصالت برسم، پس آیا ممکن است این تقدیر من باشد؟
هوش مصنوعی: هر توجه و محبت که به این بنده دلسوخته میکنی، برایم آنچنان با ارزش نیست جز اینکه به وصال تو برسم.
هوش مصنوعی: مار عاشقانهی تو به دل من نیشی زده است و هیچ چیز جز تریاک وصال تو برایم سودی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر یک شب به خاطر لطف و محبت تو به من توجه کنی، بیشک چه خوشبختی بالاتر از این در دو جهان برایم خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل هرچند از تو رنج میبیند و مشکلاتی دارد، اما همیشه در وصف تو صحبت میکند و نامت بر زبانم جاری است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوبم جواب محبت مرا ندهد، من هر شب در خیابان تو به درد و فریاد میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد
چون مرا عشق تو از هر چه جهان باز استد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.