لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
جهان ملک خاتون

فاش شد در دو جهان کاو به جهان یار منست

آفت هر دو جهان آن بت عیار منست

در غم و حسرت دیدار تو جانا همه شب

آنچه در خواب نشد دیده ی بیدار منست

سرو در باغ وفا با همه دستان که دروست

کی کجا قامت او چون قد دلدار منست

بی وفایی مکن ای دوست که از جور غمت

کار من راست به کام دل اغیار منست

من بیچاره نزارم ز غمش از چه سبب

آن بت عهدشکن در پی آزار منست

با همه تندی و بدخویی و پیمان شکنی

مونس جان و امید دل افگار منست

هر که ما را دگر از صحبت گل منع کند

نیک دانند که در هر دو جهان خار منست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
طبیب اصفهانی

مردم از هجر و همان در پی آزار منست

که درین شهر به بی‌رحمی دلدار منست؟

نورعلیشاه

این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست

غنچه گلبن جان یا دهن یار منست

موسی اینجا ارنی گوی چرا روننهد

کاتش طور وی ازآه شرربار منست

صنما کافر عشقم بحرم چون بروم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه