روی تو رایت قمر بشکست
لب چون قند تو شکر بشکست
ماه رویت چو بدر گشت تمام
روشنایی روی خَور بشکست
دُرّ دندان و حُقّه دهنت
در عدن قیمت گهر بشکست
تا خرامید سرو قامت تو
نارون نیک در نظر بشکست
صبر کردیم در غم تو به سر
شوقت ای دوست آنِ سر بشکست
گر درِ وصل بر رُخم بستی
هم خیالت رسید و در بشکست
گفته بود او که نشکنم پیمان
آن بت بی وفا دگر بشکست
همه بازار خوبرویان را
حسن روی تو سر به سر بشکست
رنگ و رخسار و آب دیدهٔ من
در جهان جمله سیم و زر بشکست
گفتمش زلف را بسی مشکن
چون دلم باز بیشتر بشکست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق میپردازد و به تخریب زیباییها به واسطه آن میپردازد. او از زیبایی چهره و لب معشوق که شیرین و دلربا به نظر میآید، سخن میگوید و از تأثیر شگرف این زیبایی بر جهان و بازار خوبروان مینویسد. در عین حال، درد و غمهای ناشی از دوری و بیوفایی معشوق نیز در کلامش مشهود است، بهطوریکه صبرش در غم او به پایان رسیده و دلش شکسته است. شاعری که تلاش میکند از معشوقش بخواهد مراقب دلش باشد، چرا که زخمی که از فراغ او خورده، بیپایان است.
هوش مصنوعی: چهره تو مانند ماه روشن است و لبهایت که شبیه قند هستند، شیرینی را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهی تو مانند ماه کامل میشود، تمام روشنی قرآن به یکباره از بین میرود.
هوش مصنوعی: دندان و دهانت مانند مروارید و جواهر هستند و در بهشت (عدن) ارزش و قیمت جواهرات را شکستند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو با قامت زیبات حرکت کردی، زیبایی درخت نارون در نظرم شکسته شد.
هوش مصنوعی: در غم تو صبر کردیم و به عشق تو منتظر ماندیم، ای دوست، اما حالا دلمان به شدت شکسته است.
هوش مصنوعی: اگر در وصل به من توجه کردی، اما فکری از تو به ذهنم رسید و این فکر باعث شد که دلما را بشکند.
هوش مصنوعی: او گفته بود که پیمانم را با آن معشوق بیوفا نشکنم، اما او خود دوباره عهد را شکست.
هوش مصنوعی: تمام زیباییهای بازار خوبروها تحت تأثیر زیبایی تو قرار گرفت و همه آنها را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: هرچیزی که در دنیا زیبا و قیمتی به نظر میرسد، در مقایسه با رنگ و چهره و نگاه من ناچیز و شکسته است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که موهایت را اینقدر نکن، چون دل من از این بیشتر شکسته شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخ تو رونق قمر بشکست
لب توقیمت شکر بشکست
لشکر غمزهٔ تو بیرون تاخت
صف عقلم به یک نظر بشکست
بر در دل رسید و حلقه بزد
[...]
قلم اینجا رسید وسر بشکست
خانه زو شد خراب و در بشکست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.