فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتست
جور و جفات بر دل تنگم به غایتست
چشمت بریخت خون دلم را به تیغ هجر
دادم ز وصل ده که نه وقت حمایتست
مشتاق وصل تو من و از من تویی ملول
آخر ز دل به دل نه تو گفتی سرایتست
گویند دل به دل بودش راه و هیچ نیست
گویی که این سخن به سبیل حکایتست
دل برده ای و قصد جهان می کنی چرا
بر ما جفا و جور تو جانا کفایتست
دارم حکایتی ز فراقت ولی غمت
خونم به زجر ریخت چه جای شکایتست
دل برد در جهان به سر زلف تو پناه
زیرا که جور غمزه ی تو بی نهایتست
چشمم به طلعت رخ تو زان منوّرست
کان پرتو جمال تو نور هدایتست
رایت قرار داد به وصلم شبی از آن
روی جهان ز لطف تو روشن چو رایتست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و درد دل شاعر است. او از غم و رنج ناشی از جدایی از محبوبش میگوید و تأثیر عمیق آن بر قلبش را توصیف میکند. شاعر به عشق و آرزوی وصال اشاره کرده و از حس خستگی و ناامیدی در این مسیر سخن میگوید. او احساس میکند که محبوبش به او بیتوجهی میکند و این بیتوجهی برای او دردناک است. در نهایت، شاعر به زیبایی چهره محبوب و نورانی بودن وجودش اشاره دارد که همچنان امیدی در دل او ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: ما از غم تو فریاد میزنیم و دردی بیپایان داریم. ظلم و سختیهایی که بر دل کوچک من میگذرد، بسیار زیاد و طاقتفرسا است.
هوش مصنوعی: چشمانت باعث شد که دلم غمگین شود و از فقدان تو رنج ببرم. به خاطر این جدایی، از تو کمک نمیخواهم چون زمان مساعدی برای یاری نیست.
هوش مصنوعی: من به وصال تو بسیار مشتاقم، اما تو از من خستهای. در نهایت، از دل به دل راهی وجود دارد و تو خود گفتی که این ارتباط انکار ناپذیر است.
هوش مصنوعی: میگویند بین دلها ارتباطی وجود دارد و این موضوع حقیقتی است که به داستانی شبیه است.
هوش مصنوعی: دل را از من ربودهای و میخواهی که به دنیاپردازی بپردازی، اما چرا با ما اینگونه بدرفتار هستی؟ از تو، جانا، این اندازه ظلم و ستم کافیست.
هوش مصنوعی: داستانی از دوری تو دارم، اما غم تو چنان مرا به درد آورده که جایی برای شکایت باقی نمیگذارد.
هوش مصنوعی: دل من در دنیای پر از درد و رنج، به زلف تو پناه آورده است، چرا که زیبایی و لحن زهرآلود نگاه تو بیپایان و غیرقابل تحمل است.
هوش مصنوعی: چشمم به زیبایی چهرهات روشن است، زیرا نور جمال تو مانند نوری است که راه را روشن میکند و هدایت میدهد.
هوش مصنوعی: روزی که به وصال تو رسیدم، مانند پرچمی بود که به لطف تو، دنیا را روشن کرده بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سروری که مخزن اسرارغیب رابهتر
بهتر کلیدخاطر مشکل گشای تست
آنجاست نزهت دل و دانش که روی تست
وانجاست قبلة مه واختر که رای تست
عزم تو جز منازل اقبال نسپرد
[...]
ای یار ناگزیر که دل در هوای توست
جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
غوغای عارفان و تمنای عاشقان
حرص بهشت نیست که شوق لقای توست
گر تاج میدهی غرض ما قبول تو
[...]
ای دل بدان که درد دل تو دوای تست
بی درد دل مباش هم او مقتدای تست
دنیا نه جای تست مکان تو دیگر است
گرچه ز ابتدای مراتب سرای تست
مقصود ز آفرینش کونین و عالمین
[...]
گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست
ای صاحب اجل که روی در قفای دل
رخش امل مران که اجل در قفای تست
گر نفس راه می زندت کاین طریق نیست
[...]
ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست
زین ره تو درگذر که چنین جا نه جای تست
دل گفت من کیم قدری خون سوخته
هر درد دل که هست مرا از بلای تست
گفتم مرو دل از پی دلبر که بی وفاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.