گنجور

 
جهان ملک خاتون

گرفت از رشک رویت ماه تابی

که چون رویت نباشد ماهتابی

به ظلمات شب هجران اسیرم

مگر روزی برآید آفتابی

در این آتش که من بودم ز هجران

نزد بر روی من جز دیده آبی

به امید خیال روی خوبت

به جان تو که مشتاقم به خوابی

دلم بر آتش هجرت کبابست

ز وصلت شکّری ده یا کبابی

ندارم چاره‌ای با چشم مستش

ز عشقش می‌کشم هر دم عذابی

 
 
 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
باباطاهر

بلا بی دل خدایا دل بلا بی

گنه چشمان کر و دل مبتلا بی

اگر چشمان نکردی دیده‌بانی

چه دانستی دلم خوبان کجا بی

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از باباطاهر
انوری

سرخس از جور بی‌آبی و آبی

دریغا روی دارد در خرابی

ز بی‌آبی خلاصش دادی اما

خداوندا خلاصش ده ز آبی

عطار

درآمد از در دل چون خرابی

ز می بر آتش جانم زد آبی

شرابم داد و گفتا نوش و خاموش

کزین خوشتر نخوردستی شرابی

چو جان نوشید جام جان فزایش

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۵۳ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه