لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
جهان ملک خاتون

ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین

در سرابستان جان سروی نروید این چنین

با وجود آنکه بر ما نیستت میلی چنان

در سر کار تو کردم ای صنم دنیا و دین

من ز عشقت هیچ می دانی چه دارم در جهان

دیده ی پر خون ز هجران و دلی دارم حزین

ای سهی سرو گل اندامم به نام ایزد ز ما

دل ربودن نیک می دانی هزاران آفرین

گه گهی از روی لطفم گر نوازی می شود

ای مسلمانان طمع از وی ندارم بیش ازین

چون ز عشقت بر لب آمد جان شیرینم ز غم

بیش ازین بر ما مکن جور و ستم ای نازنین

زاریم از حد گذشتست و ز حال زار من

گوییا دارد فراغت آن نگار مه جبین

گرچه طوبی بگذری در باغ جان ما روان

خاک پایت را بساید ارغوان و یاسمین

گر نقاب از چهره چون ماه بگشایی یقین

خیره گردد در جمالت دیده های حور عین

آتش اندر ما زدی و آب چشم از حد گذشت

هم حذر باید ز آب چشم و آه آتشین

من تو را بگزیده ام از جمله خوبان جهان

بر من مسکین چرا یاری دگر کردی گزین

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کسایی

فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین

فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین

فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست

فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین

فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا

[...]

فرخی سیستانی

ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین

نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین

کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه

چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین

سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی

[...]

منوچهری

حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین

داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین

شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفت‌جفت

ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین

حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست

[...]

قطران تبریزی

گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین

بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین

بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان

کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین

ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند

[...]

مسعود سعد سلمان

آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین

کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین

آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا

آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین

چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه