زمانی فروماند از اندیشه شاه
وزآن پس بدو گفت کای نیکخواه
ندانم کسی را بدین رنگ و خوی
مگر دیوزاد، آن بدِ زشتروی
کزآن دیوچهران بسی بتّر است
دلیر و ستمکار و کین گستر است
مرا در دل آید همی این پسند
که برگیرم اکنون از آن دیو، بند
بیارم به خانه بیارایمش
دلش خوش کنم سخت بستایمش
سراسر بدو بخشم این بوم و بر
سپاهش دهم با کلاه و کمر
بکوشد شب و روز با دشمنان
ز بُن برکَنَد بیخ آهرمنان
به مردم کند کشور آباد و گنج
تن آسان کند مردمان را ز رنج
مر این مرز را کس نبندد میان
جز آن دیوچهر اژدهای دمان
بزرگان همه خواندند آفرین
بر آن دادگر شهریار زمین
که رای تو برتر ز چرخ بلند
جهان را تو هستی پناه از گزند
مرآن دشمنان را جز این چاره نیست
بترتر ز کوش ایچ پتیاره نیست
بفرمود تا قارن پاکرای
از آمل به اسب اندر آورد پای
به یک هفته سوی دماوند شد
به نزدیک آن خستهٔ بند شد
ز بند گرانش رها کرد پای
سوی آمل آوردش از تنگجای
به کردار دیوی شده تیره روی
گرفته سر و روی و گردنش موی
چو تن بهرهور کردش از آب گرم
چو بادام گفتی برون شد ز چرم
فرستاد نزدش بخور و جلاب
می روشنش داد و مرغ و کباب
یکی جامه پوشیدش از نقش چین
به خوشّی چو گاه بهاران زمین
همی بود یک ماه با رود و می
چنین تا بر او نرم شد چرم وی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاه به فکر آزاد کردن کوش برای جنگ با سیاهان میافتد و تصمیم میگیرد که این دیو زشت را به دلیل دلیر بودن و ستمکاریش از بند رها کند. او به بزرگان میگوید که تنها کوش میتواند دشمنان را از میان ببرد و با این کار کشور را آباد کند. دستور میدهد قارن، که فردی پاکنهایت است، او را از بند رها کند و به آمل بیاورد. پس از آزادی، کوش به مانند دیوی تیرهچهره میشود، اما با مراقبت و غذای خوب بهبود مییابد و شاداب میشود. در این مدت، او یک ماه را در کنار رود و با نوشیدن میگذراند و به تدریج قدرت و قابلیتهایش افزایش پیدا میکند.
هوش مصنوعی: روزی پادشاه در فکر و اندیشهای عمیق فرورفته بود، سپس کسی به او گفت: ای نیکوکار!
هوش مصنوعی: نمیدانم کسی را با این حالت و رفتار جز دیو فرزند، که آن بد ذات و زشتروی است.
هوش مصنوعی: در اینجا به موجودی اشاره شده است که چهرهاش دیوانهوار و زشت است و دارای ویژگیهای منفی بسیاری چون دلیر، ستمکار و کینهتوز به شمار میآید. این توصیف از او نشاندهندهی ویژگیهای خطرناک و بیرحم اوست.
هوش مصنوعی: این احساس در دل من بوجود میآید که اکنون باید از آن دیو، این زنجیر را رها کنم.
هوش مصنوعی: میخواهم او را به خانه راهی کنم و به زیباییاش بیفزایم، دلش را شاد کنم و به او سخت تحسینش کنم.
هوش مصنوعی: من تمام این سرزمین را به او میدهم و سپاهش را با کلاهِ نظامی و کمربند مسلح میکنم.
هوش مصنوعی: او به سختی تلاش میکند تا با دشمنانش مبارزه کند و ریشهی بدیها را از برکند.
هوش مصنوعی: مردم را در آسایش و رفاه قرار میدهد و با سختیها و مشقتها آنها را راحت میکند، به گونهای که کشور را آباد و زندگی را برایشان آسان میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند این مرز را ببندد جز آن موجود بدشکل و هیولایی که در زمانهای خرافی و افسانهای وجود دارد.
هوش مصنوعی: همه بزرگان به ستایش و تمجید از آن حاکم دادگر و عادل شهر پرداختهاند.
هوش مصنوعی: رای تو برتری دارد بر بلندای آسمان، و تو پناهی هستی از آسیبهای دنیا.
هوش مصنوعی: دشمنان راهی جز این ندارند که از ترس و وحشت، دوری گزینند و در حقیقت، هیچ راستی و صداقتی از طرف آنها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا قارن جوانمرد و پاک سرشت از آمل، بر روی اسب سوار شود.
هوش مصنوعی: در مدت یک هفته به سمت دماوند رفت و به نزد یکی از کسانی که خسته و رنجور بود رسید.
هوش مصنوعی: او را از اسارت آزاد کرد و به سمت آمل آورد و از مکان تنگ و مشکل رهانید.
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار زشت و بدش، چهرهاش تیره و ناراحت شده و موهای سر و گردنش نیز نامنظم و بینظم است.
هوش مصنوعی: وقتی که بدنش از آب گرم لذت برد، به مانند بادامی که از پوستش جدا شده، بیرون آمد.
هوش مصنوعی: به او غذا و نوشیدنی روشن و خوشمزهای فرستادند و همچنین مرغ و کباب هم برایش آوردند.
هوش مصنوعی: یک نفر جامهای به زیبایی لباسهای بهاری به تن کرده است که نشاندهنده سرسبزی و شادابی زمین در فصل بهار است.
هوش مصنوعی: ماه به آرامی در کنار رود و شراب گذرانده میشود تا اینکه چرم او نرم و انعطافپذیر گردد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.