با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
چون پخته شوی خود را بر سلطنت جم زن
گفتند جهان ما آیا بتو می سازد
گفتم که نمی سازد گفتند که برهم زن
در میکده ها دیدم شایسته حریفی نیست
با رستم دستان زن با مغبچه ها کم زن
ای لاله صحرائی تنها نتوانی سوخت
این داغ جگر تابی بر سینه آدم زن
تو سوز درون او ، تو گرمی خون او
باور نکنی چاکی در پیکر عالم زن
عقل است چراغ تو در راهگذاری نه
عشق است ایاغ تو با بندهٔ محرم زن
لخت دل پر خونی از دیده فرو ریزم
لعلی ز بدخشانم بردار و بخاتم زن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی موضوع عشق و حالاتی که در میکدهها و عالم درویشی میگذرد میپردازد. شاعر به مخاطب خود میگوید که برای رسیدن به مقام و سلطنت باید از عشق و احساسات خود بهرهبرد. او به چالشهای دنیا اشاره میکند و میگوید که نباید تسلیم آن شد. شاعر همچنین به تجربیات خود در میکدهها اشاره دارد و میگوید که در آنجا رفیقی شایسته نیافت. او تأکید میکند که عشق و احساسات در زندگی انسان بسیار مهم هستند و عقل تنها راهنما نیست، بلکه عشق باید در کنار آن باشد. در نهایت، او از درد و رنج دل خود میگوید و خواستار از بین بردن غم خود است.
هوش مصنوعی: با حال و هوای درویشی و خلسه، با ساز و آواز همراه شو. هنگامی که به پختگی رسیدی، خود را به مقام والای پادشاهی برسان.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که دیگران از من میپرسند آیا دنیا به تو وفادار میماند یا نه. من پاسخ میدهم که دنیا به کسی وفادار نیست. آنها پیشنهاد میدهند که این وضعیت را برهم بزن.
هوش مصنوعی: در میخانهها مشاهده کردم که هیچکس شایسته رقابت با رستم دستان نیست. با دختران میکده کمتر درگیر شو.
هوش مصنوعی: ای لاله صحرایی، نمیتوانی به تنهایی از پس این درد سنگین بر بیایی؛ این احساس سوزان، قلب آدمی را میفشارد.
هوش مصنوعی: تو شعلهای از احساسات درون او هستی، تویی که گرمای زندگی او را رقم میزنی. اگر این را نپذیری، هیچ چیز در این جهان واقعی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: عقل همانند چراغی است که در مسیر زندگی به تو روشنایی میبخشد و هدایتت میکند، اما عشق، مانند تضمینی است که تو را به اسرار درون خودت نزدیکتر میکند و با کسانی که به آنها اعتماد داری، در ارتباط نگه میدارد.
هوش مصنوعی: دل شکسته و پر درد خود را با اشک میریزم. ای لعل زیبایم از بدخشان، تو را برمیدارم و بر روی دلم میگذارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
در پاکی و بیباکی جانا چو سراندازان
چون کم زدی اندر دم آن کمزده را کم زن
اشغال دو عالم را در مجلس قلاشان
[...]
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
[...]
مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
خصلی که نهی پر نه نقشی که زنی کم زن
هر دم چو فلک لعبی از پرده برون آری
این شعبده یک سو نه وین معرکه برهم زن
گر مهر نهی بر دل از شوق پیاپی نه
[...]
تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
جامی کش و پشت پا بر مملکت جم زن
منت زملک بیجاست کز عشق بود خالی
جهدی کن و دست و دل بر دامن آدم زن
اول علم تجرید بر گنبد گردون کش
[...]
گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگو
هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.