دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاری کند
خانمانش سوزد و میل دل آزاری کند
ساختن باید بسوز عشق آن یاری که او
کو بسوزد آشکارا در نهان یاری کند
کی توان برداشتن بار بلای عشق را
گر نه لطف او به پنهانی مددکاری کند
کاله پر عیب دل را کز همه وامانده بود
مشتری ماهرو هر دم خریداری کند
تو بزاری ساز و از آزار او رخ برمتاب
نیست عاشق هر که آزاری ز بیزاری کند
گر بدست دیگران بنیاد ما را بر کند
نی در آخر از طریق لطف غمخواری کند
گر کند ساقی مجلس نرگس خمار دوست
کیست کاندر دور او دعوی هشیاری کند
هر که روزی بسته بند غمش شد چون حسین
سالها گر بگذرد باری گرفتاری کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان دلتنگیها و آلام عشق میپردازد و نشان میدهد که عشق واقعی مستلزم تحمل رنج و درد است. او به دوستی اشاره میکند که با عشقی عمیق، حتی در خاموشی و نهان، دلدار خود را پشتیبانی میکند. همچنین، شاعر اشاره میکند که تحمل بار غم عشق از عهدهی هر کسی برنمیآید و باید از لطف محبتی در پنهان برخوردار بود. او در ادامه به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و در نهایت به اینکه حتی در سختیها و مشکلات نیز عشق و محبت باید بر زندگی غالب باشد، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: دوست وقتی بخواهد، عاشق باید هر لحظه ناله کند، خانهاش به آتش کشیده شود و دلش دچار رنج و عذابی شود.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق واقعی، باید مانند او سختیها را تحمل کرد. آن کسی که میسوزد، حتی اگر در خفا باشد، در واقع به یاری دیگران میپردازد.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند درد و رنج عشق را تحمل کند اگر نه آنکه لطف و حمایت پنهانی او به کمک آید؟
هوش مصنوعی: دل که پر از نقص و عیب است، به خاطر اینکه از همه جا ناامید شده، هر بار کسی زیبا و باکمال برایش تمایل نشان میدهد و آن را میخرد.
هوش مصنوعی: اگر تو ساز را قرار دهی و از اذیت او روی بر نتابی، این عشق نیست؛ زیرا عاشق واقعی هر که به او آزار برساند را با تنفر ترک میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بهطور عمدی یا غیرعمدی پایههای وجود ما را از بین ببرد، در نهایت از مسیر رحمت و محبت، ما را یاری خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر ساقی در مجلس چشم مست و زیبا مانند نرگس داشته باشد، چه کسی میتواند ادعای هوشیاری کند؟ چرا که در کنار او، همه تحت تأثیر عشق و زیباییاش قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: هر کسی که گرفتار غم و اندوهی شده و روزهای سختی را سپری کرده، باید بداند که حتی حسین نیز با گذر زمان، با مشکلات و چالشهایی مواجه شده است. در واقع، هیچکس از سختیها مصون نیست و ممکن است در هر زمانی با دردسرها روبهرو شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
آب حیوان از وجود خویش بیزاری کند
پای باست زین اگر بر خنگ ایام افکند
فتنه نتواند که در ظلمش ستمکاری کند
روی هر خاکی که از موزهت جمالی کسب کرد
[...]
گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
کیست این بیمار را یک شب پرستاری کند؟
حسن را از دیده بد، شرم می دارد نگاه
مهر تابان را همان پرتو سپرداری کند
می تراود بوسه زان لبهای نو خط بی طلب
[...]
بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
نوبت گلشن رسد گلزار گلزاری کند
سهل باشد محنت از جور رقیب و دور چرخ
شاخ گلبن گل بر آرد خارا گر خاری کند
بزم عشرت گرم گردد، خون تاک آید بجوش
[...]
بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
یار عاشقسوز ما ترک دلآزاری کند
بر گذرگاهش فرو افتادم از بیطاقتی
اشک لرزان کی تواند خویشتنداری کند؟
چارهساز اهل دل باشد می اندیشهسوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.