شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
نسیم صبح دهد زندگی ببوی توام
تن از هوای لحد خاک تیره گشت و هنوز
ز دل نمیرود ای جان هوای روی توام
مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنم
غلام حلقه بگوش سگان کوی توام
در آن امید که روزی وصال دریابم
گذشت عمر گرامی بجستجوی توام
کشان کشان ببهشتم برند و من نروم
که دل نمیکشد ای دوست جز بسوی توام
حدیث جنت و دوزخ کنند مردم لیک
مرا از آن چه خبر چون بگفتگوی توام
در آرزوی تو عمرم گذشت همچو حسین
هنوز واله و شیدا از آرزوی توام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل خود از درد و longing (آرزو) برای معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که زندگیاش تنها با یاد معشوق معنا دارد و حتی نزدیک شدن به مرگ نیز نتوانسته این عشق را از دلش بزداید. شاعر به تصویر غلامی در راه معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز جز آرزوی وصال او برایش ارزش ندارد. او همچنین بیان میکند که دیگران از جنت و دوزخ صحبت میکنند، اما او تنها در اندیشه و گفتگو با معشوق زندگی میکند. در نهایت، او به آرزوی ابدیاش برای وصال معشوق اشاره میکند و خود را شبیه حسین میداند که عمرش در انتظار عشق گذشته است.
هوش مصنوعی: اگر شبی دردی از آرزوهایم از تو بکشید، صبح نسیم زندگی را به بوی تو میآورم.
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر فضای خاکی قبر تیره و بیروح شده، اما هنوز از دل من یاد تو نمیرود، ای جان، که همیشه به دیدن تو آرزومندم.
هوش مصنوعی: من چه جراتی دارم که از غلامی تو سخن بگویم، من بندهای هستم که تنها به پای سگهای کوی تو میافتم.
هوش مصنوعی: در انتظار آن هستم که روزی به وصالت برسم و عمر گرانبهایم را در جستجوی تو گذراندهام.
هوش مصنوعی: دوست من، آنها مرا به بهشت میبرند، اما من نمیتوانم بروم زیرا تنها دل من به سوی تو کشش دارد.
هوش مصنوعی: مردم درباره بهشت و جهنم صحبت میکنند، اما من از آنچه که در مورد این موضوع گفته میشود، چیزی نمیدانم وقتی که درگفتگو با تو هستم.
هوش مصنوعی: عمر من در انتظار تو سپری شد، مانند حسین که او نیز در آرزوی توست و هنوز هم دلش به شوق تو میتپد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مکن ملامت اگر شهر بند کوی توام
بیا که جان به لب آمد در آرزوی توام
کهای کوی توام من که و محبت تو
سگ سگان سگان سگان کوی توام
در آرزوی دمی ام به خواب و بیداری
[...]
منم که شیفتهٔ زلف تو ببوی توام
منم که واله و شیدای تو بموی توام
گر التفات کنی سوی من بجای خودست
گل سر سبد عاشقان روی توام
بزیر پرده نهانست عشق محجوبان
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.