گنجور

شمارهٔ ۹۷

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

سال ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید

یا چو بالای تو سروی خوش زسروستان بر آید

در میان کفر زلفت نور ایمان می نماید

پیش زلف کافر تو مؤمن از ایمان بر آید

چون تماشارا در آبیای نگارستان به بستان

نعره های عشق بازان از گل خندان بر آید

چشم مستت گر نماید التفاتی سوی یاران

بر تو دشواری نباشد کار ما آسان بر آید

چشمهٔ خورشید روزی لایق رویت نیفتد

تا قیامت گرچه گرد گنبد دوران بر آید

پیش آن لب مانده حیران می دهم جان حیف باشد

گر بر آب زندگانی تشنه یی از جان بر آید

کی همام خسته دل را جان بیاساید زمانی

گر نه بوی مشک بوی از منزل جانان بر آید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید