چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
روز نوروز و شب قدر به یکجا دیدم
در بهشت رخ تو بر طرف آب حیات
جان صاحبنظران را به تماشا دیدم
مه به روی تو چه ماند که به جای کلفش
نقطهها بر رخت از عنبر سارا دیدم
گفت روی تو به خورشید که هرگز دیدی
بهتر از خویش بگفتا که شما را دیدم
به سر زلف تو کردم نظر از هر مویش
صد دل شیفته را سلسله بر پا دیدم
دل خود را ز میان همه میجستم باز
بند آن شیفته بر جمله اعضا دیدم
گفتمش کار تو با سلسله چون است ای دل
گفت کاین بند فتوح همه دلها دیدم
چون در آن زلف چو زنجیر بیابم راهی
از جهان آنچه مرا بود تمنا دیدم
سخن خال و لبت چون به زبان آوردم
دهن خویش پر از عنبر و حلوا دیدم
لب لعلت قدم خواجه نمییارم گفت
لایق خاک در مجلس اعلا دیدم
گر به سوی تو بود میل افاضل چه عجب
جویها را همه آهنگ به دریا دیدم
از نعم گفتن تو سائل انعامت را
دهن از خنده به شکل دهن لا دیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر در روز نوروز و شب قدر، زیبایی سر زلف معشوق را میبیند و به بهشت اشاره میکند که در آن، چهره او در کنار آب حیات دیده میشود. او به مقایسه زیبایی معشوق با ماه و خورشید میپردازد و میگوید که هیچکس نمیتواند زیبایی او را توصیف کند. شاعر همچنین به تأثیر زلف و دلباختگیاش اشاره میکند و از جستجوی دل خود میان دیگران میگوید. سپس دربارهی خواستههای خود و میل به معشوق صحبت میکند و در نهایت به نعمتهای معشوق و تأثیر لبهای او بر خود اشاره میکند. در کل، شعر جلوهگری و زیبایی معشوق را با زبانی شاعرانه و خیالانگیز توصیف میکند.
هوش مصنوعی: در روز نوروز و شب قدر، زیبایی چهرهات را دیدم که مانند گیسوی تو روی صورت زیبا جا گرفته بود.
هوش مصنوعی: در بهشت، چهره تو را در کنار آب زندگی دیدم که جانهای دانشمندان و صاحبنظران را به تماشا دعوت میکند.
هوش مصنوعی: در زیبایی تو، هیچ چیز نمیتواند با مه روی تو برابری کند، چرا که بر چهرهات نشانههایی از عطر عمیق و دلپذیر سارا را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: وی به خورشید گفت که هرگز موجودی زیباتر از خودت ندیدهای. خورشید پاسخ داد که من شما را دیدهام.
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت موهایت نگاه کردم و هر یک از موهایت باعث شد دل هزاران عاشق به عشق تو به تپش بیفتد.
هوش مصنوعی: من در میان همه چیزها، به دنبال دل خود میگشتم و پس از جستجو، متوجه شدم که دل من به همه اعضای بدنم پیوند خورده و به آنها وابسته است.
هوش مصنوعی: به او گفتم کار تو با این زنجیرها چگونه است، که او پاسخ داد این بندها برای پیروزی است و من همه دلها را دیدهام.
هوش مصنوعی: زمانی که در زلف تو مانند زنجیر به بند افتم، به این ثروت از دنیا که آرزو داشتم، دست یافتم.
هوش مصنوعی: وقتی که در مورد زیبایی و ویژگیهای تو صحبت کردم، احساس کردم که صحبتهایم چقدر شیرین و خوشبو است و مثل عطر و شیرینی پر از لذت است.
هوش مصنوعی: لبهای سرخ تو را مینگرم، اما نمیتوانم به آن نزدیک شوم. گفتم که شایسته خاک پای تو نیستم. در مجلس باری برای خودم مقام بلندی دیدم.
هوش مصنوعی: اگر کسانی که در مسیر کمال هستند به سمت تو گرایش داشته باشند، جای تعجب نیست؛ چرا که همه جویها و رودها در نهایت به دریا میرسند.
هوش مصنوعی: من از خوشحالی و شادی که از نعمتهای تو در دل سائلان میجوشد، لبخند بزرگی بر چهره آنها میبینم؛ گویی لبهایشان به وضوح شکل لبخندی بزرگ و شاداب است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم
نوعروسان فلک را به تماشا دیدم
رانده بودم همه شب گرد زوایای فلک
ماه را در فلک عقد ثریا دیدم
بود آوردۀ غواص شب از قلزم غیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.