از پردهٔ صبح دوم خورشید تابان میرسد
یا در بر صاحبدلان آن راحت جان میرسد
در مجلس آزادگان در بزم کار افتادگان
گلبرگ خندان میدمد، سرو خرامان میرسد
یعقوب بینا میشود، دولت مهیا میشود
کز ملک مصر دلبری یوسف به کنعان میرسد
با روی چون حور و پری، با زلف و خال عنبری
با مهر و ماه و مشتری سلطان خوبان میرسد
ای جان عاشق مست تو، دلها همه پابست تو
فریاد ما از دست تو در گوش سلطان میرسد
سازم کنون درمان دل نبود دگر افغان دل
کامروز در بستان دل آن میوهٔ جان میرسد
هرکس که با یاری بود یا در سمنزاری بود
در مجلس روحانیان دردش به درمان میرسد
تا سبزه بر گرد لبش از مشک پیدا میشود
خضر خط دلجوی او در آب حیوان میرسد
عاشق اگر خون میخورد هجرش به پایان میرود
حیدر اگر جان میدهد جانش به جانان میرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از زیبایی و شگفتی صبح و برکتهای آن سخن میگوید. وجود خورشید و نور آن نماد خوشحالی و آمدن فرصتهای نو برای دلهای شاداب است. در اینجا به بزم آزادگان و زیباییهای حضور معشوق اشاره میشود که بسان یعقوب، بینا و خوشبخت شده است، و با وصف معشوقی با محبوبیتی بینظیر، بر دلها تاثیر گذاشته است. اشاره به دلهای عاشق و وابستگیشان به معشوق نیز وجود دارد؛ به طوری که درد و رنج آنها به وسیله حضور محبوب تسکین مییابد. در نهایت، این شعر به امید پایان هجران عاشقان و رسیدن به وصال معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در صبحگاه، نور خورشید درخشان و تابان به دنیا میتابد و یا اینکه در دل صاحبدلان، آرامش و راحتی زندگی پیدا میشود.
هوش مصنوعی: در محفل آزادگان و در میان جمعی که از زحمت و سختی رهایی یافتهاند، گلهای خوشبو و شاداب شکوفه میزنند و سروهای بلند و زیبا به آرامی در حال آمدن هستند.
هوش مصنوعی: یعقوب دوباره بینا میشود و خوشحالی و نعمت به او میرسد، زیرا محبوبیت یوسف از زمین مصر به سرزمین کنعان میآید.
هوش مصنوعی: در اینجا به فردی اشاره میشود که دارای زیبایی و جذابیتی خاص است. او چهرهای زیبا و غنچهگون دارد و موهایش به شکلی دلفریب و جذاب است. همچنین، وجود نشانها و نشانههای زیبایی مانند خال و زلف او، او را به عنوان یکی از برترین زیبایان معرفی میکند. در مجموع، این توصیف به تصویر کشیدن جذابیت و لطافت او نسبت به دیگران است.
هوش مصنوعی: ای جان عاشق و شیدا، دلها همه به تو وابستهاند. فریاد ما از آسیبهایی که از تو میکشیم، به گوش سلطان میرسد.
هوش مصنوعی: اکنون دیگر هیچ دلی را نمیتوانم درمان کنم و صدای نالهام دیگر فایدهای ندارد. امروز در باغ دل، میوهای از جانم میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاری و کمک دیگران پرداخته یا در جمع افرادی با روح معنوی حضور دارد، درد و مشکلش به حل و درمان خواهد رسید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سبزهها بر لبه لب او با عطر مشک مشخص میشوند، خط خوشچهره او در آب زندگی نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر عاشق در انتظار معشوقش رنج میکشد، این درد و رنج به آخر میرسد. و اگر حیدر (علی) جانش را هم فدای معشوقش کند، در نهایت به او خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
سلطان سلطانان ما از سوی میدان میرسد
امروز توبه بشکنم پرهیز را برهم زنم
کان یوسف خوبان من از شهر کنعان میرسد
مست و خرامان میروم پوشیده چون جان میروم
[...]
خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان میرسد
موری است او در شاعری، نزد سلیمان میرسد
معنی مبر ای بوالهوس! شاعر ندزدد شعر کس
معنی بکر شاعران از عالم جان میرسد
دزدی مکن ای خردهدان، کالا ز دزدان کن نهان
[...]
هردم بشارتهای دل از هاتف جان میرسد
هرکس که از جان بگذرد آخر به جانان میرسد
یک دم میاسا روز و شب مردی بجو دردی طلب
چو جان ز درد آمد به لب ناگاه درمان میرسد
ره گرد راز آید ترا شیب و فراز آید ترا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.