لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
حیدر شیرازی

خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد

موری است او در شاعری، نزد سلیمان می‌رسد

معنی مبر ای بوالهوس! شاعر ندزدد شعر کس

معنی بکر شاعران از عالم جان می‌رسد

دزدی مکن ای خرده‌دان، کالا ز دزدان کن نهان

کز بهر دزدی این زمان سردار دزدان می‌رسد

من می‌دهم تشویش او بر هم دریدم پیش او

در تیزگاه ریش او صد گوز قصران می‌رسد

در شاعری رویین‌تنم، قلب دلیران بشکنم

تا گردن دزدان زنم فرمان سلطان می‌رسد

ای حیدر پاک‌اندرون وی مهر مهرت در درون

یک قطره چه بود گر کنون در بحر عمان می‌رسد؟

ای صفدر صاحب قران، ای پادشاه انس و جان!‏

در شهر شیراز این زمان جاسوس کرمان می‌رسد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مولانا

امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد

سلطان سلطانان ما از سوی میدان می‌رسد

امروز توبه بشکنم پرهیز را برهم زنم

کان یوسف خوبان من از شهر کنعان می‌رسد

مست و خرامان می‌روم پوشیده چون جان می‌روم

[...]

حیدر شیرازی

از پردهٔ صبح دوم خورشید تابان می‌رسد

یا در بر صاحبدلان آن راحت جان می‌رسد

در مجلس آزادگان در بزم کار افتادگان

گلبرگ خندان می‌دمد، سرو خرامان می‌رسد

یعقوب بینا می‌شود، دولت مهیا می‌شود

[...]

میرزا حبیب خراسانی

هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسد

هرکس که از جان بگذرد آخر به جانان می‌رسد

یک دم میاسا روز و شب مردی بجو دردی طلب

چو جان ز درد آمد به لب ناگاه درمان می‌رسد

ره گرد راز آید ترا شیب و فراز آید ترا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه