کرکسی ژاژخای بیمعنی
با همایی فتاد در دعوی
گفت کم نیست از تو پایهٔ من
زان که مقدار توست سایهٔ من
عاقلی گفتش ای فرومایه
نیست آن سایه همچو این سایه
هر که در سایهٔ همای بود
نام او سایهٔ خدای بود
وان که در سایهٔ تو راه کند
بر سر خود جهان سیاه کند
بر تن توست چون پر و بالی
در خور اوست فر و اقبالی
ماجرای حسود و قصهٔ ما
راست مانند کرکسست و هما
وه! چه گفتم؟ تمام لافست این
سر به سر دعوی گزافست این
من هم از حاسدان چرا گفتم؟
چون بدند از بدان چرا گفتم؟
چند ازین گونه در خروش شوم
کاشکی بعد ازین خموش شوم
هین زبان را به عذر باز کنم
رو به درگاه بینیاز کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مقایسه دو شخصیت میپردازد: یکی هما (پرندهای با ارزش و معتبر) و دیگری کرکس (پرندهای بیارزش و پست). گفتگو بین آنها نشان میدهد که کرکس به خود میبالد و خود را بالا میبیند، ولی عاقلی به او یادآوری میکند که سایه هما به مراتب باارزشتر از سایه اوست. در واقع، هر کس که در سایه هما باشد، نامش بهعنوان نماینده خداوند شناخته میشود. شاعر همچنین به حسودی و دعواهای بیمعنی اشاره میکند و آرزو دارد که از این دعواها فاصله بگیرد و به عذرخواهی روی آورد. شعر بهنوعی نقدی به کینهتوزی و حسد در جامعه است.
هوش مصنوعی: یک کرکس بیفایده و بیهدف با یک قناری وارد بحث و جدل شد.
هوش مصنوعی: میگوید که ارزش و جایگاه من به خاطر تو کمتر نیست، زیرا مقدار و اعتبار تو برتر از من است.
هوش مصنوعی: عاقلی به شخصی که از ارزش و مقام پایینتری برخوردار است میگوید: تو نباید خود را با این سایه مقایسه کنی، زیرا این سایه و آنچه بر تو سایه افکنده، با یکدیگر قابل مقایسه نیستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در انحصار و حمایت دوست و یا یاری بزرگ باشد، نامش مانند نام خداوند میدرخشد و محترم است.
هوش مصنوعی: کسی که در سایهٔ تو راه میرود، بر روی سر خود دنیا را سیاه میسازد.
هوش مصنوعی: بر تن تو همچون بال و پر است که مناسب شأن و مقام تو میباشد.
هوش مصنوعی: حسود و داستان او شبیه به ارتباط کرکس و هما است. کرکسها معمولاً از دیگران تغذیه میکنند و به شکار میپردازند، در حالی که هما نماد زیبایی و پرواز آزاد است. این بیت به تضاد بین ویژگیهای منفی حسد و زیبایی و آزادی یادآور میشود.
هوش مصنوعی: واه! چه چیزی گفتم؟ همهاش فقط ادعاست و هیچکدامش حقیقت ندارد.
هوش مصنوعی: چرا من هم به حسودان چیزی بگویم؟ چون آنها خودشان بد هستند، پس من چرا بدیها را مطرح کنم؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چقدر دیگر باید در این وضعیت پرهیاهو و نابسامان بمانم، اما کاش بعد از این بتوانم آرامش را تجربه کنم و سکوتم را برگزینم.
هوش مصنوعی: حالا من زبانم را برای اعتذار باز میکنم و به درگاه کسی که به هیچ چیز نیاز ندارد، رو میآورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.