گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۳۷۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

کشیده ای می و بالای منظر آمده ای

تو آفتابی و امروز خوش بر آمده ای

چو گل، بروی عرق کرده، میرسی از راه

بیا، بیا، که عجب تازه و تر آمده ای!

بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم

که نخل باغ جهانی و در بر آمده ای

سرآمدند بخوبی همه بتان، لیکن

تو نور چشمی و از جمله بر سر آمده ای

چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار

که رفته ای و زهر بار خوشتر آمده ای

بخنده شکرین و عبارت شیرین

هزار بار به از شیر و شکر آمده ای

ز پرتو تو هلالی کنون رسد بکمال

که آفتابی و خوش در برابر آمده ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط