گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

کشیده ای می و بالای منظر آمده ای

تو آفتابی و امروز خوش بر آمده ای

چو گل، بروی عرق کرده، میرسی از راه

بیا، بیا، که عجب تازه و تر آمده ای!

بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم

که نخل باغ جهانی و در بر آمده ای

سرآمدند بخوبی همه بتان، لیکن

تو نور چشمی و از جمله بر سر آمده ای

چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار

که رفته ای و زهر بار خوشتر آمده ای

بخنده شکرین و عبارت شیرین

هزار بار به از شیر و شکر آمده ای

ز پرتو تو هلالی کنون رسد بکمال

که آفتابی و خوش در برابر آمده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام