گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

بی جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده ای؟

غالبا امروز قصد کشتن ما کرده ای

گاه چون شیر و شکر، گاهی چو آب و آتشی

من نمی دانم چه خویست این که پیدا کرده ای؟

گر مسیحا مرده ای را زنده می کرد از دعا

تو به یک دشنام کار صد مسیحا کرده ای

دیده جای تست، بنشین، از نظر غایب مشو

مردمی کن، چون میان مردمان جا کرده ای

دوش می گفتم که: مهمان هلالی باش، گفت:

دیدن خورشید را در شب تمنا کرده ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن