گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو

با چنین غمها کجا باشد دل خرم درو؟

در دهان غنچه از لعل تو آب حسرتست

اینکه پندارند مردم قطره شبنم درو

سالها حیران او بودم، کسی آگه نشد

زانکه حیرانند چون من، جمله عالم درو

عاشقان را آن سر کو از همه عالم بهست

و آن سگان هم بهتر از خیل بنی آدم درو

تا هلالی را شمردی از سگان کمترین

هیچ کس دیگر نمی بیند بچشم کم درو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام