گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیم

باشد این محنت ایام فراموش کنیم

ساقیا، هوش و خرد تفرقه خاطر ماست

باده پیش آر، که ترک خرد و هوش کنیم

حد ما نیست که پیش تو بگوییم سخن

هم تو با ما سخنی گوی، که ما گوش کنیم

بارها غم بتو گفتیم، ز ما نشنیدی

بعد ازین مصلحت آنست که خاموش کنیم

هیچ ناگفته بجانیم ز نیش ستمت

وای! اگر زان لب شیرین طمع نوش کنیم

ما که باشیم، که ما را دهد آغوش تو دست؟

با خیال تو مگر دست در آغوش کنیم

یار چون ساقی بزمست، هلالی، برخیز

تا بیک جرعه ترا واله و مدهوش کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام