گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

آرزومند توام، بنمای روی خویش را

ور نه، از جانم برون کن آرزوی خویش را

جان در آن زلفست، کمتر شانه کن، تا نگسلی

هم رگ جان مرا، هم تار موی خویش را

خوبرو را خوی بد لایق نباشد، جان من

همچو روی خویش نیکو ساز خوی خویش را

چون بکویت خاک گشتم، پایمالم ساختی

پایه بر گردون رساندی خاک کوی خویش را

آن نه شبنم بود ریزان، وقت صبح، از روی گل

گل ز شرمت ریخت بر خاک آبروی خویش را

مرده ام، عیسی دمی خواهم، که یابم زندگی

همره باد صبا بفرست بوی خویش را

بارها گفتم: هلالی، ترک خوبان کن، ولی

هیچ تأثیری ندیدم گفتگوی خویش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۲۶۶ » (شور) (۱۳:۲۸ - ۲۲:۰۷) نوازندگان: رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده آواز: جمال وفایی سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی (غزل) مطلع شعر آواز: آرزومندِ توام بنمای روی خویش را

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۵۱۷ » (اصفهان) (۱۱:۵۸ - ۱۲:۵۵) نوازندگان: رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده آواز: جمال وفایی سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی مطلع شعر آواز: آرزومندِ توام بنمای روی خویش را

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام