گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
 
عین‌القضات همدانی

از نور به نور، منزلی بس دور است

کاین نور ز ظلمتست و آن از نور است

توحید و یگانگی برون از نور است

آنکس که نداند این سخن معذور است

مهستی گنجوی

آن کو غم و شادی‌ام بیفزود و بکاست

بودش شب و روز قول و قامت کژ و راست

با ما به بد و نیک نه بنشست و نه خاست

تا زیر زبر شد همه کارش چپ و راست

اوحدالدین کرمانی

آن کس که به سالوس و هوس مغرور است

از حضرت عشق بی گمان مهجور است

مسکین عاشق که صبر از وی دور است

بیچاره به هر چه می کند معذور است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
مولانا

آواز تو ارمغانِ نفخ صور است

زان قوتِ هر دلی که بس رنجور است

آواز بلند کن که تا پست شوند

هرجا که امیر و هر کجا مأمور است

سلمان ساوجی

شاها ز تو چشم سلطنت را نور است

در سایه چتر تو جهان معمور است

المتنه الله که عدو مقهور است

بر رغم عدوی تو ولی منصور است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه