گنجور

بخش ۲۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه
 

غفلت از خویش داشت بی خبرت

ما کشیدیم پرده از نظرت

این زمان چشم تیزبین داری

پرتو صبح راستین داری

هرچه در پرده داشتی پنهان

جان کتاب الله است، ناطق از آن

نقش بربسته ایم کار تو را

کرده در دامنت ثمار تو را

نسخه کردیمت آشکار و ضمیر

نه صغیری برون از آن، نه کبیر

هرچه خودکشتهای به بار آید

خرمن کشت درکنار آید

متبدل نگشته کشته کس

جو ز جو روید و عدس ز عدس

خارخاری به باغ گل ندهد

شاخ گل هم، ز حدّ خود نجهد

انقلاب حقایق است محال

خودکتابی و می گشایی فال

صد ره ار فال برزنی کم و بیش

خود به فال خود آیی ای درویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر