گنجور

 
حزین لاهیجی
 

فصل بهار عشق و تماشای اشک ماست

چشم سفید ما، کف دریای اشک ماست

مستی که پشت پا به جهان خراب زد

طوفان سیل بادیه پیمای اشک ماست

بر کف گرفته کاسهٔ دریوزه، از صدف

دریا گدای گوهر والای اشک ماست