گنجور

 
حزین لاهیجی
 

دردت به دوای دل بی تاب رسیده

از غیب، رسولیست، به اصحاب رسیده

چون نی به خروش از نفس سینه خراشم

تاری ست تن من که به مضراب رسیده

دارد دلم از گریهٔ مستانه، طرب ها

عید است که ویرانه به سیلاب رسیده