گنجور

 
حزین لاهیجی
 

دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم

که چون دل، بلبل شوریده حالی در قفس دارم

نشد آسودگی حالی، نصیب کاروان ما

به هر وادی خروش دلخراشی، چون جرس دارم

عجب رسمی ست شهرستان دنیا را تماشا کن

که تنها من همین هشیارم و از پی عسس دارم