گنجور

 
حزین لاهیجی

کدامین دیده سازد سرمه، گرد جلوه گاهش را؟

که چشم انتظار از نقش پا بیش است راهش را

به غیر از سنبل آن جعد مشک افشان نمی باشد

اگر گلدسته ای، لایق بود طرف کلاهش را

سخن فهمی چو من از موشکافان بر نمی خیزد

چرا در سرمه خوابانده ست، مژگان سیاهش را؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

زمانه بیشتر داند ز هرکس پیشگاهش را

ستاره نیکتر خواهد ز هرکس نیکخواهش را

گر اهریمن بنام او دعا کردی الهش را

بیفزودی ثوابش را بپالودی گناهش را

وگر آهو بچشم اندر کشیدی گرد راهش را

[...]

صائب تبریزی

به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را

به نوبت پاس می دارند گلها خار راهش را

ز دست کوته مشاطه این جرأت نمی آید

مگر گردون ز پستی بشکند طرف کلاهش را

به این شوکت ندارد یاد، گردون صاحب اقبالی

[...]

صغیر اصفهانی

چو من آراستم ز آیینه دل جلوه‌گاهش را

ز مهر افکند در آن عکس روی به ز ماهش را

سپاه غمزه در هر ملک دل کانشه برانگیزد

بویران ساختن اول دهد فرمان سپاهش را

نه تنها بر دلم تیر نگاه انداخت کز مژگان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه