گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بابافغانی

دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس

لطف و قهری که مگو، ناز و عتابی که مپرس

هر زمان سوخته ی داغ بهشتی صفتیست

دارم از دست دل خویش عذابی که مپرس

بیخود از پرتو خورشید رخش افتادم

[...]

صائب تبریزی

داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس

زد به روی دل مدهوش گلابی که مپرس

اگر از شرم و حیا بوددوچشمش مخمور

از عرق داشت رخش عالم آبی که مپرس

خنده می کرد، ولی داشت ز پر کاری حسن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه