گنجور

شمارهٔ ۹۰۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه ای

دل شمع رخسار تو را، آتش به جان پروانه ای

اندیشه ی پیر خرد، با کبریای عشق تو

در وادی واماندگی، بازیچهٔ طفلانه ای

هر چند مست و بیخودم، غافل ز یادت نیستم

ای نغمهٔ تسبیح تو در هر لب پیمانه ای

مجنون صفت با وحشتم دامان صحرا تنگ بود

روزی که من هم داشتم، با خود دل دیوانه ای

میخانه ها در جوش تو، دیوار و در مدهوش تو

مست از لب خاموش تو، ناقوس هر بتخانه ای

عاشق چه سان در دورِ او دل را نگهداری کند؟

چشمی که در هر گردشی خالی کند پیمانه ای

ساقی اگر آزرده ای، باز از حزین خویشتن

شوید غبار خاطرت از گریهٔ مستانه ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.