گنجور

شمارهٔ ۸۷۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هجر در دامن دل ریخته خار عجبی

گلبن حسرت ما، کرده بهار عجبی

ناخنم تیشه شد وسینهٔ من کوه غم است

زده ام دست، دلیرانه به کار عجبی

سودی از دولت همسایگی ماه نکرد

زلف هندوی تو، دارد شب تار عجبی

دیده، جز بوالعجبی هیچ نبیند در هند

فلک انداخته ما را به دیار عجبی

شمع، سررشتهٔ افسانه به کف داد، حزین

دوش با داغ تو، دل داشت شمار عجبی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.