گنجور

 
حزین لاهیجی

دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی

کز دیدهٔ مرغان حرم خواب ربودی

هر چشم زدن، دیدهٔ دریا نسبم را

غمهای تو از گریه سبکبار نمودی

غافل ز تو یک دم دل مشتاق نگردد

اذ لیس سوی وجهک فی عین شهودی

وقت است که خورشید رخت جلوه گر آید

قد قام من لبین، ظلامات وجودی

بار غم کونین، حزین افکند از دوش

در پای خم باده، کند هر که سجودی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

تو زانچه بگفتند بسی بهتر بودی

برجان و روان پدرانت بفزودی

چندانکه توانستی رحمت بنمودی

چندانکه توانستی ملکت بزدودی

سام میرزا صفوی

گر خنده نبودی که لب یار نمودی

اسرار معما ز دهانش که گشودی

آشفتهٔ شیرازی

مشتاق بود گوش به رودی و سرودی

مطرب به نوا ساز بکن چنگی و رودی

در پرده عشاق مزن شور مخالف

آهنگ مؤالف زن و وزر است سرودی

شاید که برد ضرب اصولت به حجازم

[...]

رضاقلی خان هدایت

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی

چندین سخن نغز که گفتی و شنودی

ور باد نبودی که سرِ زلف ربودی

رخسارهٔ معشوق به عاشق که نمودی

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
وفایی مهابادی

در هر دو جهان گر اثر عشق نبودی

این زمزمهٔ عشق که گفتی که شنودی؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه