گنجور

 
رضاقلی خان هدایت

شیخ ابوعلی نام داشته، ملقب به قلندر بوده. از کُمَّلمین اهل سلوک و طریقت و واصلین مقام حقیقت و از معاصرین شیخ شمس الدین تبریزی و مولوی معنوی بوده. سال‌ها با ایشان مصاحبت و معاشرت نموده. اصل آن جناب از ولایات عراق و در کمالات، مشهور آفاق بوده. به هندوستان رفته. گاهی در پانی پت و گاهی در قریهٔ کرنال می‌آسوده. باری در طریقت، انتساب به سلسلهٔ علیهٔ چشتیه داشته و به سه واسطه به قطب الدین کاکی می‌رسد. از اولیاء کرام و مجاذیب عظام، سرش پر شور و دلش پرنور. منشرح الصدر و رفیع القدر، عارج معارج ایمان و ناهج مناهج ایقان. عارف لاهوت و واقف مواقف جبروت. سینه‌اش رشک سینا و دیده‌اش به نور توحید بینا. مزارش در آن ولایت مشهور و این چند بیت از آن جناب است:

ره سلامت و رندی بود نشیب و فراز

تو پای شوق نداری به کوی دوست متاز

٭٭٭

هر مشقت که آیدت در عشق

سر بنه وز سرور خه خه زن

ورنه ای مرد، گردِ عشق مگرد

چون مخنث ز دور وه وه زن

٭٭٭

چو من هرکس ازین می خورد جامی

نمی‌داند حلالی از حرامی

ز ننگ کفر و ایمان درگذشتم

نهادم خوش برون از هردو گامی

٭٭٭

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی

چندین سخن نغز که گفتی و شنودی

ور باد نبودی که سرِ زلف ربودی

رخسارهٔ معشوق به عاشق که نمودی

وله رباعی

آوازهٔ عشق ما به هر خانه رسید

دود دل ما به خویش و بیگانه رسید

از درد غم عشق به هرجا که رویم

گویند ز ره دور که دیوانه رسید

 
sunny dark_mode