گنجور

شمارهٔ ۸۲۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی

آتش آه مرا بادیه پیما نکنی

می توانی به نگه پاسخ صد مسأله داد

که حوالت به لب لعل شکرخا نکنی

تا ز دل زمزمهٔ یاصنمی می آید

گوش بر نغمهٔ ناقوس کلیسا نکنی

جان فدای تو، نه از تنگی دل می نالم

غم این می کشدم زار که مأوا نکنی

می کند در سر کویت عجب آشوبی دل

سر تمکین تو گردم که تماشا نکنی

عاقل انگشت چرا در دهن مار کند؟

دست در حلقهٔ آن زلف چلیپا نکنی

گفته ای دست نگارین کنی از خون حزین

همه امّید دل این است، مبادا نکنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن