گنجور

شمارهٔ ۸۲۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی

کار دل ما این همه دشوار نبودی

نگذاشتمی آینه ی روی تو از دست

گر باعث حیرانی دیدار نبودی

گر کفر نمی خواست ز ما پیر خرابات

بر گردن جان زلف تو زنّار نبودی

در خواب توانستی اگر روی تو دیدن

در هر دو جهان دیده ی بیدار نبودی

سرگشته نمی دید کسی خلوتیان را

گر یوسف ما بر سر بازار نبودی

مجنون مرا راه کجا بود به محمل؟

گر جلوهٔ او قافله سالار نبودی

گر غالیه سا خال و خط یار نمی گشت

سنبل به بغل، مشک به خروار نبودی

بردندی اگر از می دوشینه ی ما بوی

یک کس به در میکده هشیار نبودی

از تیه کجا بود ره وادی طورم؟

گر نور رخش شمع شب تار نبودی

می سوخت قفس را اثر نالهٔ بلبل

گر پیک صبا قاصد گلزار نبودی

می داد اگر دل به حرم راه حزین را

فارغ ز جهان، ساکن خمّار نبودی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.